زمینهای شور، کارخانه امید و عزت ملی اختصاصی مجموعه رسانهای «الفت ملت» / شهریور ۱۴۰۴ ۱. خاکی که ایستاد؛ ملتی که عقب نرفت ایران سرزمینی است که در حافظه تاریخیاش، مقاومت و ایستادگی در سختترین شرایط ثبت شده. پیش از آنکه آمارهای اقتصادی موقعیتش را در معادلات جهانی تعریف کنند، تجربههای زیسته مردمش گواه این پایداری بوده […]
زمینهای شور، کارخانه امید و عزت ملی
اختصاصی مجموعه رسانهای «الفت ملت» / شهریور ۱۴۰۴
۱. خاکی که ایستاد؛ ملتی که عقب نرفت
ایران سرزمینی است که در حافظه تاریخیاش، مقاومت و ایستادگی در سختترین شرایط ثبت شده. پیش از آنکه آمارهای اقتصادی موقعیتش را در معادلات جهانی تعریف کنند، تجربههای زیسته مردمش گواه این پایداری بوده است. خوزستان، با زمینهای شور و شرایط سخت زیستمحیطیاش، نمونهی زندهی همین روحیه است؛ جایی که بسیاری کشورها این خاک را رها میکردند، اما اینجا آن را به فرصتی اقتصادی و ملی تبدیل کردند.
در قلب ایران، استانی با چالشهای زیستمحیطی منحصر به فرد قرار دارد: خوزستان. این سرزمین، که به طور طبیعی با مشکل شوری خاک دست و پنجه نرم میکند، نمادی از تابآوری و خلاقیت ملت ایران در مواجهه با موانع است. در حالی که بسیاری از کشورها در مواجهه با چنین شرایطی، اولویت را به مناطق با حاصلخیزی بیشتر داده و یا به واردات محصولات کشاورزی روی میآورند، تاریخ ایران، به خصوص در نیم قرن اخیر، شاهد روایت دیگری از خوزستان است. این روایت، نه از سر اجبار، بلکه از سر اراده ملی برای تبدیل چالش به فرصت شکل گرفته است.
پایداری مردم خوزستان در برابر شرایط آب و هوایی دشوار، به خصوص در زمینه کشاورزی، چیزی فراتر از صرف یک آمار اقتصادی یا تولیدی است. این پایداری، ریشه در هویت ملی و باور به تواناییهای داخلی دارد. زمانی که سخن از زمینهای شور به میان میآید، نباید تنها به عوامل طبیعی اندیشید، بلکه باید به روحیه انسانهایی نگریست که با تکیه بر دانش، پشتکار و درک عمیق از محیط اطراف خود، موفق به شکوفایی و تولید در شرایطی شدهاند که بسیاری آن را غیرممکن میدانستند. این تجربهی زیسته، گواه زندهای بر توانایی ملت ایران در غلبه بر مشکلات و خلق پیشرفت، حتی در بسترهای به ظاهر نامساعد است.
۲. خوداتکایی؛ ستون عزت اقتصادی
شکر سفره ایرانی اگر از زمین همین کشور بیاید، معنایش فراتر از یک رقم در تولید ناخالص داخلی است. این خود بیانیه استقلال و خودکفایی است. وقتی صنایع جانبی نیشکر، از MDF تا خوراک دام، در چرخه تولید بومی قرار میگیرند، درآمد، اشتغال و عزت در یک سبد قرار میگیرند. هر هکتار کشت موفق، یعنی یک گام عملی در مسیر امنیت غذایی.
خوداتکایی در تولید محصولات استراتژیک، یکی از ارکان کلیدی دستیابی به عزت اقتصادی ملی است. صنعت نیشکر در ایران، به ویژه در استان خوزستان، نمونهای بارز از تحقق این اصل است. زمانی که شکر مورد نیاز سفره خانههای ایرانی از مزارع داخلی، بدون اتکا به واردات تأمین میشود، این صرفاً یک موفقیت در حوزه تولید شکر نیست، بلکه پیامدهای عمیقتری دارد. این دستاورد، تجلی استقلال اقتصادی، کاهش وابستگی به بازارهای جهانی و تقویت امنیت غذایی کشور است.
اما دامنه خوداتکایی در صنعت نیشکر به تولید شکر ختم نمیشود. ارزش واقعی این صنعت زمانی آشکار میشود که به زنجیره ارزش و صنایع جانبی آن توجه کنیم. تولید محصولاتی نظیر MDF (تخته فیبر با چگالی متوسط) از باگاس (تفاله نیشکر)، تولید خوراک دام از ملاس و سایر فراوردههای جانبی، و همچنین تولید کاغذ، الکل و برق از نیشکر، چرخه اقتصادی را کامل میکند. این صنایع جانبی، با ایجاد ارزش افزوده قابل توجه، درآمد بیشتری را نصیب کشور میکنند، فرصتهای شغلی پایدار و متنوعی را برای نیروی کار داخلی فراهم میآورند و وابستگی اقتصادی به واردات را در بخشهای مختلف کاهش میدهند.
هر هکتار از زمینهای زیر کشت نیشکر که با موفقیت به مرحله برداشت و تولید میرسد، تنها یک آمار کشاورزی نیست؛ بلکه یک گام عملی و ملموس در جهت تقویت امنیت غذایی کشور محسوب میشود. این بدان معناست که بخشی از نیاز اساسی جامعه به شیرینی و انرژی، نه از طریق واردات، بلکه از مسیر تولید داخلی تأمین میگردد. وقتی درآمد حاصل از این صنعت در همان سرزمین مبدأ و در چرخه تولید داخلی باقی میماند، نه تنها رفاه اقتصادی برای منطقه به ارمغان میآورد، بلکه روحیه خودباوری و توانمندی را در میان فعالان اقتصادی و عموم مردم تقویت میکند. این همافزایی میان درآمد، اشتغال و عزت، نشاندهنده پیوند ناگسستنی خوداتکایی با مفهوم گستردهتر عزت ملی است.
۳. زمین شور؛ آزمایشگاه اراده ملی
اغلب کشورها هنگام مواجهه با شوری زمینها، به واردات غذا روی میآورند. خوزستان اما با مهندسی آبیاری، ارقام مقاوم و مدیریت علمی خاک، نشان داد که میتوان همان زمینهای به ظاهر بیحاصل را به منبع تولید شکر و صنایع جانبی بدل کرد. این نتیجه صرفاً محصول فناوری نیست، بلکه ترکیبی از علم، تجربه و اراده است.
مواجهه با شوری خاک، یکی از چالشهای جدی در کشاورزی بسیاری از مناطق جهان است. در شرایطی که بسیاری از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، در صورت مواجهه با این معضل، به سمت واردات محصولات غذایی مورد نیاز خود سوق داده میشوند و یا بخشهای کشاورزی خود را به مناطق حاصلخیزتر منتقل میکنند، تجربه ایران در خوزستان، مسیری متفاوت را پیش روی جهانیان قرار داده است. این سرزمین، نه تنها تسلیم شرایط نامساعد زیستمحیطی نشد، بلکه با تبدیل شدن به یک “آزمایشگاه اراده ملی”، توانست اثبات کند که چگونه میتوان از دل چالشها، فرصتهای نوین اقتصادی و ملی خلق کرد.
فرایند تبدیل زمینهای شور و مستعد شوری به مزارع حاصلخیز نیشکر، نتیجهی انباشتی از دانش، تلاش پیگیر و ارادهای قوی است. این دستاورد، صرفاً محصول صرف فناوریهای پیشرفته نیست، بلکه حاصل تلفیقی هوشمندانه از عوامل مختلف است:
- مهندسی آبیاری نوین: به کارگیری روشهای آبیاری قطرهای، تحت فشار و سیستمهای زهکشی مناسب، به کنترل و کاهش تدریجی شوری خاک کمک شایانی کرده است. این روشها، با مصرف بهینه آب و جلوگیری از تجمع نمک در منطقه ریشه گیاه، امکان رشد سالم نیشکر را فراهم میآورند.
- انتخاب ارقام مقاوم: پژوهش و دستیابی به ارقام سازگار با شرایط شور و کمآبی، یکی از پایههای اصلی موفقیت در این پروژه بوده است. این ارقام، به دلیل ویژگیهای ژنتیکی خود، قادر به تحمل سطوح بالاتری از شوری و استرسهای محیطی هستند.
- مدیریت علمی خاک: اجرای دقیق برنامههای مدیریتی خاک، شامل اصلاح خاک با مواد آلی، استفاده بهینه از کودها و پایش مستمر وضعیت خاک، به حفظ حاصلخیزی و کاهش اثرات منفی شوری کمک کرده است. این رویکرد علمی، اطمینان حاصل میکند که زمینها، حتی در بلندمدت، قابلیت تولیدی خود را حفظ کنند.
- تجربه بومی و دانش سنتی: در کنار دانش علمی روز، دانش و تجربههای بومی کشاورزان منطقه نیز نقش بسزایی در انطباق با شرایط محلی و اجرای موفقیتآمیز طرحها داشته است. ترکیب این دو، منجر به راهکارهای عملی و مؤثر شده است.
- اراده ملی و سرمایهگذاری: پشتوانه این موفقیت، بدون تردید، اراده سیاسی و سرمایهگذاری بلندمدت دولت و بخش خصوصی برای توسعه این صنعت بوده است. این اراده، امکان پژوهش، توسعه زیرساختها و حمایت از کشاورزان را فراهم آورده است.
در نتیجه، خوزستان با تبدیل زمینهای شور خود به پایگاه تولید نیشکر و محصولات جانبی، به نمادی از توانایی ملت ایران در مواجهه با مشکلات و تبدیل آنها به فرصتهای راهبردی تبدیل شده است. این دستاورد، گواهی بر این است که با تکیه بر علم، تجربه و اراده، هیچ چالشی نمیتواند سدی بر سر راه پیشرفت و خودکفایی ملی باشد.
۴. پیوند هویت و توسعه
رشد ۲۹ درصدی صنایع فرآوری نیشکر در پنج سال اخیر فقط یک نمودار نیست؛ یک پیام واضح است که ایران میتواند در بدترین شرایط، توسعه پایدار را جلو ببرد. مهاجرت معکوس به روستاهای نیشکری و بازگشت نیروی کار بومی، یعنی توسعه اقتصادی با ریشههای محلی و هویتی گره خورده است.
ارتباط میان توسعه اقتصادی و هویت ملی، یکی از جنبههای حیاتی و غالباً نادیده گرفته شده در تحلیلهای صرفاً اقتصادی است. صنعت نیشکر در ایران، به خصوص در خوزستان، نمونهای زنده از این پیوند عمیق است. رشد ۲۹ درصدی در صنایع فرآوری نیشکر طی پنج سال اخیر، تنها یک آمار مثبت در گزارشهای اقتصادی نیست، بلکه پیامی قدرتمند از توانایی ملت ایران برای تحقق توسعه پایدار، حتی در سختترین شرایط اقتصادی و زیستمحیطی است. این رشد، نشاندهنده این است که ایران، بر خلاف بسیاری از کشورها که در مواجهه با چالشهای ساختاری، رشد اقتصادی خود را متوقف یا کند میکنند، قادر است با تکیه بر اراده و مدیریت صحیح، مسیری رو به جلو را طی کند.
اما عمق این پیوند زمانی آشکارتر میشود که به پیامدهای اجتماعی و هویتی این توسعه نگاه کنیم. پدیدهی “مهاجرت معکوس” به روستاهای نیشکری و بازگشت نیروی کار بومی به مناطق خود، نشانهای کلیدی است. این پدیده، برخلاف الگوهای رایج مهاجرت از روستا به شهر، حاکی از آن است که توسعه اقتصادی در مناطق روستایی، زمانی که با هویت و ریشههای محلی گره خورده باشد، میتواند اثربخش باشد. این بازگشت، به معنای احیای فرهنگ، سنتها و روابط اجتماعی در این روستاهاست. زمانی که فرزندان مناطق روستایی، فرصتهای شغلی و درآمد مناسبی در زادگاه خود پیدا میکنند، احساس تعلق خاطر و غرور ملی آنها تقویت میشود.
این توسعه اقتصادی که با احیای روستاها و ایجاد اشتغال همراه است، در حقیقت، تجلی “توسعه اقتصادی با ریشههای محلی و هویتی گره خورده” است. این بدان معناست که موفقیت اقتصادی، صرفاً به معنای افزایش تولید ناخالص داخلی یا سودآوری شرکتها نیست، بلکه به معنای توانمندسازی جوامع محلی، حفظ و تقویت فرهنگ بومی، و ایجاد احساس سربلندی و تعلق خاطر در میان ساکنان منطقه است. صنعت نیشکر، با ایجاد زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی که از مزارع تا کارخانههای فرآوری را در بر میگیرد، فرصتهای شغلی متنوعی را ایجاد کرده و به همین دلیل، توانسته است نیروی کار بومی را که پیش از این به دلیل نبود فرصت، مجبور به مهاجرت شده بودند، به سوی مناطق خود بازگرداند. این چرخه مثبت، هویت و توسعه را به هم پیوند میزند و پایههای عزت ملی را مستحکمتر میسازد.
۵. تهدیدات؛ باجخواهی یا انگیزه پیشرفت؟
فشار شکر ارزان وارداتی، نوسان بازارهای جهانی و تغییرات اقلیمی میتواند هر کشوری را از مسیر خودکفایی خارج کند، اما در ایران این تهدیدها به انگیزهای برای پیشرفت تبدیل شدهاند. از سیاستگذار تا کارگر مزرعه، باور به اینکه امنیت غذایی بخشی از امنیت ملی است، این مقاومت را ممکن کرده.
در دنیای امروز، هر کشوری که در مسیر خودکفایی گام برمیدارد، با مجموعهای از تهدیدات و چالشهای داخلی و خارجی مواجه است. صنعت نیشکر ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. فشارهای اقتصادی، از جمله ورود شکر ارزان قیمت از کشورهای دیگر به بازار، نوسانات غیرقابل پیشبینی در بازارهای جهانی کالا، و اثرات فزاینده تغییرات اقلیمی مانند خشکسالی، سیل و تغییر الگوی بارش، میتوانند هر ملتی را از مسیر دستیابی به استقلال در تولید غذایی منحرف کنند. این تهدیدها، در نگاه اول، ممکن است ناامیدکننده و دلسردکننده به نظر برسند، اما در تجربهی ایران، این چالشها به بستری برای بروز اراده ملی و انگیزه برای پیشرفت تبدیل شدهاند.
این تحول رویکرد، از دل یک باور عمیق و فراگیر برمیآید: باور به اینکه امنیت غذایی، بخش جداییناپذیری از امنیت ملی است. این نگاه، که از بالاترین سطوح سیاستگذاری تا کوچکترین واحد تولیدی و هر کارگر مزرعه را در بر میگیرد، انگیزهای قدرتمند برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی و تلاش برای حفظ استقلال در تولید ایجاد کرده است.
- فشار شکر ارزان وارداتی: زمانی که قیمت شکر در بازارهای جهانی به دلیل یارانه پرداختی در کشورهای تولیدکننده، به طور مصنوعی کاهش مییابد، تولیدکنندگان داخلی با چالش رقابت مواجه میشوند. اما به جای تسلیم شدن، این موضوع به انگیزهای برای افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای تولید، و توسعه صنایع جانبی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شده است، تا وابستگی به صرف تولید شکر کاهش یابد.
- نوسان بازارهای جهانی: وابستگی صرف به بازارهای صادراتی برای محصولات کشاورزی، ریسک بالایی دارد. اما در صنعت نیشکر، نوسانات بازار جهانی، تولیدکنندگان را ترغیب کرده تا به توسعه بازارهای داخلی، بهبود کیفیت محصول برای رقابت در بازارهای بینالمللی با ارزش افزوده بالاتر، و یافتن راهکارهایی برای تثبیت درآمد، روی آورند.
- تغییرات اقلیمی: اثرات تغییرات اقلیمی، مانند کمبود آب و افزایش شوری، چالشهای فراوانی را ایجاد میکنند. اما این تهدیدات، باعث شده تا سرمایهگذاری بیشتری در زمینه تحقیقات برای توسعه ارقام مقاوم، بهینهسازی مصرف آب، و بکارگیری فناوریهای نوین در مدیریت خاک صورت گیرد. این موضوع، به طور غیرمستقیم، صنعت نیشکر را به سمت دانشبنیان شدن و افزایش تابآوری هدایت کرده است.
در واقع، این “باجخواهی”های اقتصادی و زیستمحیطی، به جای تضعیف اراده ملی، به یک “انگیزه پیشرفت” تبدیل شدهاند. این انگیزه، ریشه در درک عمیق از اولویت امنیت غذایی برای حفظ استقلال و اقتدار کشور دارد. این باور، که هر دانه شکر تولید شده در داخل، به معنای گامی در جهت استقلال ملی است، باعث شده تا تمامی دستاندرکاران این صنعت، از کشاورز تا مدیران ارشد، با رویکردی استراتژیک و مقاوم، در برابر این تهدیدها ایستادگی کنند و آنها را به فرصتی برای اثبات توانمندیهای خود تبدیل کنند.
۶. مسیر دهساله عزتبنیان
برای تثبیت دستاوردها در صنعت نیشکر باید سه گام کلیدی برداشت:
۱. تنوعبخشی بومیمحور: طراحی مدلهای متناسب با اقلیم و اقتصاد محلی. ۲. اتصال به دیپلماسی اقتصادی: صادرات به بازارهای همسو برای همزمان تأمین منافع سیاسی و اقتصادی. ۳. برندسازی ملی با پیام عزت: معرفی نیشکر ایران بهعنوان نماد اراده ملی و کیفیت ممتاز.
برای آنکه دستاوردهای ارزشمند صنعت نیشکر، که با تکیه بر اراده ملی و غلبه بر چالشها حاصل شده است، تثبیت شده و به سکویی برای پیشرفتهای آتی تبدیل شود، نیاز به یک نقشه راه مشخص و بلندمدت است. این نقشه راه، که باید بر پایهی اصول عزت ملی و خوداتکایی بنا نهاده شود، نیازمند برداشتن سه گام کلیدی و راهبردی در طول یک دهه آینده است. این گامها، نه تنها به حفظ دستاوردهای فعلی کمک میکنند، بلکه افقهای جدیدی را برای توسعه و ارتقای جایگاه ایران در عرصه ملی و بینالمللی باز خواهند گشود.
۱. تنوعبخشی بومیمحور (تمرکز بر اقلیم و اقتصاد محلی):
اولین و شاید مهمترین گام، فراتر رفتن از تکمحصولی بودن و ایجاد تنوع در سبد محصولات و فعالیتهای مرتبط با صنعت نیشکر است. این تنوعبخشی باید کاملاً “بومیمحور” باشد، به این معنا که مدلها و طرحهای جدید باید با توجه کامل به ویژگیهای اقلیمی، جغرافیایی، و اقتصادی منطقه خوزستان طراحی و اجرا شوند. این شامل موارد زیر است:
- توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی جدید: شناسایی و توسعه صنایعی که از ضایعات و فرآوردههای نیشکر استفاده میکنند و در عین حال، نیازهای بومی و منطقهای را نیز برطرف سازند. به عنوان مثال، تولید محصولات خوراکی مبتنی بر ملاس، تولید کودهای ارگانیک از بقایای گیاهی، و توسعه صنایع دستی با استفاده از الیاف نیشکر.
- کشاورزی مکمل و همافزا: بررسی امکان کشت محصولات مکمل در کنار نیشکر، که بتوانند از چرخه آب و خاک مشترک بهرهمند شوند و یا به نوعی ارزش افزوده بیشتری به مزارع نیشکر اضافه کنند (مانند برخی محصولات زراعی مقاوم به شوری).
- بومیسازی فناوریهای نوین: انطباق و بومیسازی فناوریهای روز دنیا در زمینه کشاورزی، تصفیه آب، مدیریت انرژی و تولید محصولات جانبی، به گونهای که متناسب با شرایط و توانمندیهای داخلی باشد.
۲. اتصال به دیپلماسی اقتصادی (صادرات به بازارهای همسو):
برای دستیابی به منافع اقتصادی و سیاسی همزمان، ضروری است که صنعت نیشکر ایران با دیپلماسی اقتصادی کشور گره بخورد. این امر، به معنای اتخاذ رویکردی استراتژیک در صادرات و انتخاب بازارهای هدف بر اساس معیارهای خاص است:
- شناسایی بازارهای هدف همسو: تمرکز بر صادرات محصولات به کشورهایی که از نظر سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی با ایران روابط دوستانه و پایدار دارند. این انتخاب، ریسکهای سیاسی و اقتصادی را کاهش داده و منجر به ایجاد شراکتهای بلندمدت و پایدار میشود.
- توسعه استانداردهای صادراتی: ارتقای کیفیت محصولات مطابق با استانداردهای بینالمللی و گواهینامههای معتبر، برای افزایش قابلیت رقابت در بازارهای جهانی و کسب جایگاه ممتاز.
- حضور فعال در نمایشگاههای بینالمللی: معرفی محصولات نیشکر ایران در نمایشگاههای مرتبط در سطح منطقه و جهان، برای شناسایی فرصتهای جدید و برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه. این حضور، ابزاری کلیدی برای تقویت دیپلماسی اقتصادی و معرفی توانمندیهای ایران است.
۳. برندسازی ملی با پیام عزت (نماد اراده ملی و کیفیت ممتاز):
صنعت نیشکر ایران، به دلیل ماهیت چالشبرانگیز و موفقیتهای حاصل از آن، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک “برند ملی” قدرتمند دارد. این برندسازی باید پیامهای کلیدی “عزت ملی”، “اراده ملی” و “کیفیت ممتاز” را با خود حمل کند:
- روایتگری داستان موفقیت: طراحی کمپینهای رسانهای و تبلیغاتی که داستان مقاومت، نوآوری و خوداتکایی در صنعت نیشکر را برای مخاطبان داخلی و خارجی روایت کند. این داستان، باید الهامبخش باشد و نمادی از توانمندی ملت ایران را به تصویر بکشد.
- نامگذاری و بستهبندی با هویت: استفاده از نامها و بستهبندیهایی که مفاهیم استقلال، مقاومت، کیفیت و تولید ملی را تداعی کنند. برند “نیشکر ایران” باید فراتر از یک محصول، نمادی از یک گفتمان ملی باشد.
- ارتباط با رویدادهای ملی: پیوند دادن صنعت نیشکر با رویدادهای مهم ملی و جشنهای فرهنگی، برای افزایش آگاهی عمومی و تقویت احساس تعلق و غرور ملی نسبت به این صنعت.
با اجرای این سه گام کلیدی در افق ده ساله، صنعت نیشکر ایران نه تنها جایگاه خود را به عنوان یک صنعت مهم اقتصادی تثبیت خواهد کرد، بلکه به نمادی از اراده ملی، خوداتکایی و عزت پایدار برای ملت ایران تبدیل خواهد شد.
روایت زنده؛ صدای غرور
سجاد، فرزند شهید و تکنسین بخش تصفیه کارخانه:
پدرم برای دفاع از این خاک جنگید، امروز وظیفه من آباد کردنش است. وقتی میبینم تلاش ما سفره مردم را شیرین میکند، حس میکنم ادامهدهنده راه او هستم.
این سخنان، از زبان سجاد، فرزند یکی از شهدای دفاع مقدس و تکنسین بخش تصفیه یکی از کارخانههای تولید نیشکر، عمق پیوند میان ایثار، تلاش و سازندگی را به خوبی نشان میدهد. او که در دل استانی با ظرفیتهای فراوان اما چالشهای زیستمحیطی دشوار رشد کرده، نه تنها میراثدار راه پدرش در دفاع از وطن است، بلکه وظیفه خود را در سازندگی و آبادانی این مرز و بوم میداند.
وقتی سجاد از “شیرین کردن سفره مردم” صحبت میکند، فراتر از یک بیان ساده شغلی، به دستاوردی عمیق اشاره دارد: خودکفایی در تولید محصولی اساسی مانند شکر. این دستاورد، که نتیجه تلاش جمعی در مزارع، کارخانهها و بخشهای پشتیبانی است، مستقیماً بر زندگی روزمره مردم تأثیر میگذارد و احساس امنیت و رفاه را در جامعه افزایش میدهد.
این احساس که “ادامهدهنده راه او هستم”، بیانگر درک عمیق سجاد از مسئولیت تاریخی است که بر دوش نسلهای پس از جنگ قرار گرفته است. راه پدران او، راه دفاع از خاک و وطن بود و راه نسل فعلی، راه حفظ و آبادانی همین خاک است. تبدیل چالشهای زیستمحیطی مانند زمینهای شور به فرصتهای اقتصادی، و تبدیل ثروت ملی به محصولی که سفره مردم را غنی میسازد، مصداق بارز همین مسئولیت تاریخی است.
روایت سجاد، صرفاً روایت یک کارگر نیست؛ بلکه صدای غرور یک ملت است که با وجود تمام سختیها، در راه سازندگی و خودکفایی، با روحیهای مشابه ایثار رزمندگان، گام برمیدارد. این صدا، نمادی از پیوند نسلها، و گواه بر این است که مفهوم “جهاد” تنها در عرصه نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در عرصه سازندگی و تولید نیز متجلی میگردد.
پرسش و پاسخ با محور عزت ملی
سوال ۱: خودکفایی شکر شدنی است؟
پاسخ: با علم روز، صنایع جانبی و مدیریت منابع بله؛ و این پایان وابستگی غذایی است.
سوال ۲: صادرات عزتمحور ممکن است؟
پاسخ: انتخاب بازارهای هدف همسو، هم منافع اقتصادی را تامین میکند و هم جایگاه ایران را تقویت.
سوال ۳: شوری خاک ضعف ژئوپلیتیک است؟
پاسخ: نه، اگر مدیریت شود میتواند برتری رقابتی باشد.
سوال ۴: چه کسانی باید پرچم را نگه دارند؟
پاسخ: کشاورز، صنعتگر، سیاستگذار و رسانه؛ هر چهار ضلع باید با هم بمانند.
پیشنهاد ویژه «الفت ملت» با رویکرد عزت ملی
۱. کمپین بینالمللی «شیرینی اراده ایرانی» برای روایت مسیر تولید و صادرات.
۲. تور رسانهای برای دیپلماتهای خارجی به مزارع و کارخانهها.
۳. نشست تخصصی «کشاورزی و عزت ملی» با حضور ذینفعان کلیدی.
۴. برند ملی نیشکر ایران با پیام استقلال و کیفیت برتر.
۵. بسته سیاستی «نیشکر ۱۴۱۰» بهعنوان نقشه راه دهساله عزتبنیان.
بیانیه مالکیت و انحصار: اثرِ «مجموعه رسانهای الفت ملت»
این اثر، ۱۰۰٪ تولیدی، تحلیلشده و اختصاصی «مجموعه رسانهای الفت ملت» است. کلیه حقوق مادی و معنوی آن، از جمله حق تکثیر، بازنشر و بهرهبرداری رسانهای، متعلق به این مجموعه میباشد.
«هرگونه استفاده، نقل یا بازنشر جز با اجازه مکتوب مجموعه رسانهای الفت ملت مجاز نیست».
دکتر یحیی نیسی
روزنامه نگار و اقتصاددان
مجموعه رسانه ای الفت ملت
- نویسنده : عیسی نیسی
























