جنگ تحمیلی ۱۲ روزه / مقاومت اسلامی در اوج آزمون ایمان و عمل اختصاصی الفت ملت آغاز از لحظه آژیر و اذان نیمهشب، در لحظهای که اذان صبح بر آسمان جنوب میپیچید، اولین آژیرها به صدا درآمد. انگار تاریخ دوباره به نقطهای برگشته بود که انتخاب باید کرد: ترس یا ایستادگی. مردمی که خواب را […]
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه / مقاومت اسلامی در اوج آزمون ایمان و عمل
اختصاصی الفت ملت
آغاز از لحظه آژیر و اذان
نیمهشب، در لحظهای که اذان صبح بر آسمان جنوب میپیچید، اولین آژیرها به صدا درآمد. انگار تاریخ دوباره به نقطهای برگشته بود که انتخاب باید کرد: ترس یا ایستادگی. مردمی که خواب را ناتمام گذاشتند تا زیر نور کمسوی مسجد، اخبار را دنبال کنند، همانهایی بودند که جان و مالشان را به روایت مقاومت سپردند. صدای غرش هواپیماهای دشمن، پژواک ترس و دلهره را در دلها میانداخت، اما در کنار آن، نوای اذان که از بلندگوهای مساجد به گوش میرسید، یادآور رشادتها و شهادتهای گذشته بود. خانهها مملو از نگرانی، اما عزم راسخ در دلها شکوفا میشد. هر خانه، خود یک سنگر بود و هر خانواده، یک لشکر.
نقشهای که از درون فرو ریخت
دشمن، با تمام ابزارهای جنگ ترکیبی آمده بود: بمباران همزمان پدافند، اختلال سایبری، عملیات روانی. پکیج کاملی از تهاجم نرم و سخت که هدفش درهم شکستن اراده ملت بود. شبکههای خبری ماهوارهای، با انتشار اخبار تحریفشده و شایعات، سعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند. اختلال در سیستمهای ارتباطی و بانکی، اقتصاد را فلج میکرد و زیرساختهای حیاتی را هدف قرار میداد. حملات سایبری، پایگاههای اطلاعاتی و مراکز فرماندهی را تهدید میکرد. اما زیر لایه سختافزاری، چیزی خاموششان کرد:
- ایمان نیرویی که دکمه شلیک را فشار میداد: نه پول، نه قدرت، بلکه اعتقاد به حقانیت راه، انگیزهای بود که جوانان را به سمت جبههها میکشاند. در دل رزمندگان، آیه «لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» جاری بود و همین، پشتوانهای معنوی برای رویارویی با مرگ بود.
- فریاد «ما اهل کوفه نیستیم» که گاهی از بیسیمها شنیده میشد: این ندای تاریخی، یادآور پیمانشکنی در کربلا بود و نشان میداد که این بار، ملت با بصیرتی عمیقتر، در برابر سختیها ایستاده است. این فریاد، نه یک شعار، بلکه تعهدی بود که از اعماق جان برمیخاست و به رزمندگان، قدرتی مضاعف میبخشید. با این روح جمعی، شلیکهای ایران نه فقط موشک، که شلیک معنا به قلب دستگاه محاسباتی دشمن بود. هر موشک، حامل پیامی از ارادهای شکستناپذیر بود که در محاسبات مادی دشمن، جایی نداشت.
قدرت نرم، از خانه نان تا کاخهای دیپلماتیک
در همان ساعتهایی که سامانهها در مرز فعال بودند، مادری در آشپزخانه برای پسر سربازش نان تازه میپخت و در عین آرامش، شبکه خارجیای را میبست که پیامهای تفرقه پخش میکرد. در خانهها، مادران با دعای خیر، فرزندانشان را راهی میدان میکردند و پدران با خاطرات جبهه، روحیه مقاومت را در نسل جوان زنده نگه میداشتند. همبستگی خانوادگی، اولین لایه دفاعی بود.
دیپلماسی داخلی مثل یک جهاد خاموش در جریان بود:
- همصحبتی پیرمردها با نوجوانان محله، انتقال تجربه جبهه به نسل دیجیتال: پیران با ذکر خاطرات هشت سال دفاع مقدس، درس مقاومت و استقامت را به جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب میآموختند. این انتقال نسل به نسل، پیوندی ناگسستنی میان گذشته و حال ایجاد میکرد.
- شفافیت کامل امامان جمعه و مسئولان در بیان وضعیت: در هر نماز جمعه، امامان جمعه با صراحت و صداقت، واقعیتهای میدانی را برای مردم تشریح میکردند و با ارائه تحلیلهای روشنگرانه، مانع از اثرگذاری تبلیغات دشمن میشدند. مسئولان نیز با حضور در جمع مردم و پاسخگویی به شبهات، اعتماد عمومی را تقویت میکردند. این پایداری اجتماعی در کف خیابان و بطن خانهها، همان نیرویی بود که در وین و دوحه و سازمان ملل اثر گذاشت. دیپلماتهای ایران، با تکیه بر انسجام داخلی و پشتوانه مردمی، با اقتدار از مواضع کشور دفاع میکردند و نقشههای دشمن را برای انزوای ایران، ناکام میگذاشتند. صلابت ملت، در پشت میز مذاکرات، به عنوان برگ برندهای رو شد.
پردهبرداری از صلحنمایی دروغین
ایران، همزمان با دفاع، دست به افشاگری زد. نشان داد که پشت پروژههای به ظاهر خیرخواهانه، نقشههای محاصره اقتصادی و برهمزدن انسجام ملی است. اسناد و مدارکی که در اختیار دستگاه دیپلماسی و رسانه ایران قرار داشت، پرده از چهره واقعی دشمن برداشت.
- ارائه شواهد عینی از تاثیر تحریمها بر زندگی مردم: ایران با انتشار گزارشهای مستند، نشان داد که چگونه تحریمهای ظالمانه، دسترسی مردم به دارو و اقلام اساسی را با مشکل مواجه کرده است.
- افشای ارتباطات پنهان با گروههای مخالف و فرقهساز: مدارک منتشر شده، نشان میداد که چگونه دشمن، با سرمایهگذاری بر روی تفرقههای داخلی و دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، قصد ضربه زدن به وحدت ملی را دارد. این افشاگری با زبان حقیقت و پشتوانه صحنه، کاری کرد که حتی روزنامهنگاران بیطرف غربی هم تیتر زدند: «صلحِ پوشالی برملا شد». چهره فریبکارانه دشمن، برای همگان آشکار گشت و تلاشهایش برای وارونه جلوه دادن واقعیت، بینتیجه ماند.
جهاد اجتماعی؛ هر شهروند یک سنگر
جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که در مقاومت اسلامی، مرز، فقط جغرافیایی نیست. هر فرد جامعه، در جایگاه خود، وظیفهای در قبال دفاع از ارزشها و تمامیت ارضی کشور دارد.
- برنامهنویسی که سرورهای حیاتی را امن نگه میدارد، یک بسیجی است: متخصصان جوان در حوزه سایبری، با هوشمندی و مهارت، شبانهروز در تلاش بودند تا زیرساختهای اطلاعاتی کشور را در برابر حملات دشمن ایمن نگه دارند. هر خط کد، یک سپر دفاعی بود.
- روزنامهنگاری که زیر بمباران، تصویر کودکی لبخندزنان را به جهان مخابره میکند، یک رزمنده است: خبرنگاران و عکاسان، در خط مقدم خبر، با شجاعت و ایثار، روایتگر مقاومت و مظلومیت مردم بودند. این تصاویر، پیام امید و ایستادگی را به دنیا منتقل میکرد.
- مادران و پدران شهید، با ایستادن در قاب تصویر و گفتن از امید، خطشکنان فرهنگی این جهادند: خانوادههای شهدا، با صبوری و استقامت، الگویی از ایثار و فداکاری بودند. پیامهای امیدوارکننده آنها، روحیه ملت را تقویت میکرد و دشمن را در رسیدن به اهداف روانیاش ناکام میگذاشت.
معنویت در میدان
روح این جنگ، نه صرفاً فناوری و نه صرفاً تاکتیک بود؛ روحش همان نَفَسی است که از عاشورا باقی مانده. این جنگ، صحنهای بود برای تجلی ایمان ناب.
- در برخی نقاط، مدافعان با قرائت زیارت عاشورا وارد عملیات شدند: ذکر یا حسین (ع)، ذکر یا ابوالفضل (ع) و توسل به اهل بیت (ع)، مرسومترین و تأثیرگذارترین عملی بود که روحیه رزمندگان را در سختترین شرایط حفظ میکرد.
- در بیمارستانهای صحرایی، داوطلبان قبل از بستن زخمها، آیه «وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَون» را برای مجروحان میخواندند: کلمات نورانی قرآن، مرهمی بر دردها و نوری در تاریکی ناامیدی بود. این کلام خدا، نه تنها به مجروحان، بلکه به کادر درمانی نیز آرامش و انگیزه میبخشید. این اتصال عاطفی و اعتقادی، سپری بود که حتی موشکهای دشمن هم از آن عبور نکرد. ایمان، سلاحی نامرئی بود که هیچ قدرتی در برابر آن تاب مقاومت نداشت.
دستاوردها و افق پیش رو
تجربه ۱۲ روز مقاومت، دستاوردهای ملموس و ناملموسی را برای ایران به ارمغان آورد که مسیر آینده را روشنتر ساخت:
- بازدارندگی چندلایه: نظامی، شناختی، اجتماعی: دشمن نه تنها از توان نظامی ایران، بلکه از توانمندیهای اطلاعاتی، فرهنگی و اجتماعی آن نیز غافلگیر شد. این بازدارندگی، ترکیبی از اراده سیاسی، آمادگی دفاعی و انسجام مردمی بود.
- گسترش الگوی «مقاومت هوشمند» به فراتر از مرزهای ایران: تجربیات به دست آمده از این جنگ، الگویی برای مقاومت در برابر فشارهای جهانی در دیگر کشورها و ملتهای منطقه شد. این الگو، نشان داد که چگونه میتوان با تکیه بر توان داخلی و ایمان، در برابر قدرتهای بزرگ ایستاد.
- تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی: شفافیت، صداقت و شجاعت مسئولان و اراده ملت در پایبندی به اصول، اعتماد عمومی را به سطوح بالاتری رساند. این اعتماد، مهمترین پشتوانه نظام اسلامی است.
- تثبیت روایت برد-برد میان ایمان و عقلانیت راهبردی: این جنگ نشان داد که ایمان به تنهایی کافی نیست، بلکه باید با برنامهریزی دقیق، تحلیل واقعبینانه و استفاده از عقلانیت راهبردی همراه شود تا به پیروزی منجر گردد.
پایان ۱۲ روز، آغاز سالها الهام
این نبرد کوتاه، صفحهای را در تاریخ ورق زد که به این سادگی بسته نخواهد شد. از این پس، هر بار که در محلهای کوچک یا سالن مذاکرات بزرگی، نام ایران به میان آید، این دوازده روز به عنوان گواه خواهد بود که ملتِ متکی بر ایمان و آگاهی، شکستناپذیر است. این مقاومت، نه فقط یک رویداد نظامی، بلکه یک درس بزرگ تاریخی برای تمامی نسلها خواهد بود؛ درسی در باب ایستادگی، عزت نفس و سربلندی در برابر تمام چالشها. ۱۲ روز مقاومت، آغاز صدها سال الهامبخشی برای ملت ایران و تمام ملتهای آزادیخواه جهان خواهد بود.
بیانیه مالکیت و انحصار:
اثرِ «مجموعه رسانهای الفت ملت»
این اثر، ۱۰۰٪ تولیدی، تحلیلشده و اختصاصی «مجموعه رسانهای الفت ملت» است. کلیه حقوق مادی و معنوی آن، از جمله حق تکثیر، بازنشر و بهرهبرداری رسانهای، مربوط به این مجموعه میباشد.
«هرگونه استفاده، نقل یا بازنشر جز با اجازه مکتوب مجموعه رسانهای الفت ملت مجاز نیست.»
دکتر یحیی نیسی
روزنامهنگارو اقتصاددان
مجموعه رسانه ای الفت ملت
- نویسنده : عیسی نیسی
























