ایران و چین؛ از فرمان راهبردی تا معماری نظم نوین در آستانه سفر رئیسجمهور به پکن، رهبر معظم انقلاب در بیانی صریح و راهبردی اعلام کردند که ایران و چین، دو ستون کهن تمدنی آسیا، ظرفیت تبدیلشدن به بازیسازان اصلی نظم نوین جهان را دارند و کلید این مسیر، عملیاتیکردن تمامی ابعاد توافق راهبردی است. […]
ایران و چین؛ از فرمان راهبردی تا معماری نظم نوین
در آستانه سفر رئیسجمهور به پکن، رهبر معظم انقلاب در بیانی صریح و راهبردی اعلام کردند که ایران و چین، دو ستون کهن تمدنی آسیا، ظرفیت تبدیلشدن به بازیسازان اصلی نظم نوین جهان را دارند و کلید این مسیر، عملیاتیکردن تمامی ابعاد توافق راهبردی است. این پیام، صرفاً یادآوری یک فرصت اقتصادی نیست؛ بلکه فرمانی برای شکلدهی به معماری جدید امنیت منطقهای، انتقال ثقل قدرت به سوی ایران و تثبیت عزت و استقلال ملی است. این تحلیل، با نگاهی عمیق به ابعاد راهبردی این موضوع، مسیر پیش رو را ترسیم میکند.
۱. دو ستون تمدنی، یک مأموریت تاریخی
ایران و چین، نهفقط در منابع و ژئوپلیتیک که در حافظه تاریخی و ساختار هویتی، اشتراکات راهبردی دارند. از جاده ابریشم دیروز تا کمربند–راه امروز، ارتباط این دو تمدن همواره در نقطه اتصال شرق و غرب معنا یافته است. رهبر انقلاب با نگاهی تمدنی، این پیوند را «ظرفیت بالفعل تاریخ» دانسته که اگر با اراده سیاسی و عزم اجرایی همراه شود، میتواند جایگاه ایران را از یک بازیگر منطقهای به یک طراحیکننده قواعد بازی جهانی ارتقا دهد. این ارتباط تاریخی، بستری مستحکم برای همکاریهای آینده فراهم میآورد که فراتر از منافع صرف سیاسی و اقتصادی، ریشه در درک متقابل تمدنی دارد.
در این چارچوب، ایران نه صرفاً گذرگاه کالا بلکه محور شکلدهنده شریانهای حیاتی انرژی، تجارت و فناوری خواهد شد؛ جایگاهی که امنیت و نفوذ آن، نه فقط در منطقه بلکه در معادلات بینالمللی تعریف میشود. تبدیل شدن به محور، به معنای توانایی مدیریت و تعیین جهت جریانهای حیاتی است؛ امری که نیازمند تعریف نقش فعال و پیشرو برای ایران در پروژههای بزرگ زیرساختی و تکنولوژیکی است. این جایگاه، تضمینکننده منافع ملی در بلندمدت بوده و وابستگی به قدرتهای تکرو را کاهش میدهد.
۲. از امضا تا اجرا؛ پایان دوران انتظار
توافق راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین، سندی جامع برای همکاری در حوزههای انرژی، ترانزیت، سرمایهگذاری فناورانه، تبادل علمی و تقویت امنیت دریایی است. این توافق، چارچوبی کلان برای همکاری در سطوح مختلف را ترسیم میکند که شامل بخشهای متنوعی از توسعه میادین نفت و گاز، ایجاد کریدورهای ترانزیتی جدید، انتقال دانش و فناوری در حوزههای نوظهور و همکاریهای امنیتی دریایی برای تضمین صلح و ثبات در مسیرهای آبی استراتژیک میشود. اما ارزش این سند، تنها در گرو عبور از مرحله امضا به مرحله اجراست.
تجربه توافقات بزرگ در جهان نشان داده که تأخیر در اجرا، میدان را برای رقبای منطقهای خالی میگذارد. کشورهای اطراف ما، از ترکیه تا امارات، در تلاشاند تا با بستن قراردادهای مشابه، جای ایران را در معادلات ترانزیت و انرژی بگیرند. این رقابت، بیانگر ماهیت پویای ژئوپلیتیک است که فرصتها را برای کشورهایی که توانایی اجرای سریع و موثر را دارند، فراهم میآورد. هشدار رهبر انقلاب درباره «خطر از دسترفتن فرصت» دقیقاً به همین نقطه اشاره دارد: اگر زود نجنبیم، ظرفیت ما به نفع دیگران مصادره خواهد شد. این بدان معناست که مزیتهای نسبی ایران در موقعیت جغرافیایی و منابع، در صورت عدم بهرهبرداری به موقع، میتواند به فرصتهایی برای رقبا تبدیل شود.
۳. عملیاتیسازی؛ تثبیتکننده امنیت و تغییردهنده توازن قدرت
اجرای فوری مفاد توافق میتواند:
- بازدارندگی چندساحتی بسازد: ترکیبی از امنیت انرژی، کنترل مسیرهای تجاری و فناوریهای حیاتی که هرگونه فشار یا تهدید را پرهزینه میکند. این بازدارندگی، صرفاً نظامی نیست، بلکه شامل جنبههای اقتصادی، فناوری و اطلاعاتی نیز میشود. اطمینان از تأمین انرژی، کنترل خطوط مواصلاتی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته، قدرت چانهزنی و تابآوری ایران را در برابر فشارهای خارجی به طور چشمگیری افزایش میدهد.
- کفه ترازو را به سود ایران سنگین کند: ایران از نقش «پاسخدهنده» به حادثهها به نقش «تنظیمکننده قواعد میدان» ارتقا مییابد. این تحول، به معنای پیشدستی در طراحی سناریوها، اتخاذ ابتکار عمل در مسائل منطقهای و بینالمللی، و تعیین دستور کار به جای انفعال و واکنش به اقدامات دیگران است.
- زنجیره امنیت و فناوری شرق را به ایران گره بزند: بهگونهای که حذف ایران از این زنجیره، به قیمت اختلال راهبردی برای طرف مقابل تمام شود. این امر، ایران را به جزئی جداییناپذیر از شبکههای اقتصادی و امنیتی آسیا تبدیل میکند و وابستگی متقابل را برای حفظ ثبات تقویت مینماید.
این همان نقطهای است که رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند: امنیت و عزت ملی، وقتی پایدار میشود که خودت محور نیاز دیگران باشی. یعنی، ایران با تبدیل شدن به یک عامل کلیدی و ضروری در معادلات منطقهای و جهانی، نه تنها امنیت خود را تضمین میکند، بلکه نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به مناسبات بینالمللی ایفا خواهد کرد.
۴. راهبرد بقا و عزت در نگاه رهبر انقلاب
بیانات اخیر ایشان را میتوان در سه محور کلیدی خلاصه کرد:
- پیشتازی عملی، نه حرفی: فرصتهای ژئوپلیتیک تاریخ انقضا دارند؛ نباید اجازه داد پشت میزهای بروکراسی از بین بروند. این بدان معناست که صرف انعقاد قرارداد کافی نیست، بلکه سرعت عمل و اجرای پروژههای مشخص با خروجی ملموس، اولویت اصلی است. هرگونه تأخیر به معنای از دست دادن فرصت و تقویت رقبا است.
- یکپارچگی در حاکمیت: توافق باید اولویت مشترک همه قوا و نهادها باشد، از دولت و مجلس تا مجموعههای امنیتی و اقتصادی. انسجام درونی و هماهنگی میان تمامی ارکان نظام برای پیشبرد این توافق امری حیاتی است. این یکپارچگی تضمین میکند که موانع اداری و بوروکراتیک به حداقل برسند و منافع ملی در بالاترین سطح مورد پیگیری قرار گیرد.
- صیانت از عزت ملی: هر قرارداد خارجی باید در خدمت قدرت درونزا باشد؛ همکاری با چین به معنای وابستگی نیست، بلکه به معنای افزایش قدرت چانهزنی و اقتدار ملی است. هدف از این همکاری، تقویت موقعیت و استقلال ایران است، نه ایجاد هرگونه وابستگی. این رویکرد، به ایران اجازه میدهد تا با اتکا به توانمندیهای داخلی و در چارچوب همکاریهای بینالمللی، قدرت خود را افزایش دهد.
این نگاه، امنیت و عزت را در یک معادله همزمان قرار میدهد؛ هر چه استقلال اقتصادی و سیاسی بیشتر شود، نفوذ و امنیت نیز عمق پیدا میکند. این رابطه دوسویه، نشان میدهد که رشد و شکوفایی اقتصادی و سیاسی، به طور مستقیم بر تقویت بنیانهای امنیتی و بینالمللی کشور تأثیرگذار است.
۵. نقشه میدانی برای اجرای فرمان
پیشنهاد چهار گام فوری و عملیاتی:
- تشکیل «ستاد عملیات توافق» با اختیار مستقیم و الزامآور در پیگیری پروژهها. این ستاد باید متشکل از خبرگان و مدیران کلیدی از تمامی بخشهای مرتبط باشد و اختیارات لازم برای تصمیمگیری و اجرای سریع پروژهها را داشته باشد تا از بروکراسی اداری جلوگیری شود.
- تعیین پروژههای ضربتی همچون تکمیل محور ریلی ایران ـ آسیای مرکزی، توسعه مشترک میادین انرژی. این پروژهها باید اولویتبندی شده و دارای چارچوب زمانی مشخص و اهداف قابل اندازهگیری باشند. توسعه کریدورهای حمل و نقل، تقویت پایههای انرژی کشور و گام برداشتن در حوزه فناوریهای نوین، از اولویتهای اساسی محسوب میشوند.
- دیپلماسی رسانهای همزمان و دوزبانه (فارسی/ چینی) برای روایت مشترک منافع و مقابله با عملیات ادراکی غرب. ایجاد یک روایت رسانهای قوی و هماهنگ، برای تبیین ابعاد مثبت و استراتژیک این همکاری و مقابله با هرگونه روایت منفی یا تحریفآمیز، امری ضروری است. این دیپلماسی، به تقویت درک متقابل و افزایش اعتماد بین دو ملت و دو دولت کمک میکند.
- بانک فرصتهای سرمایهگذاری مشترک برای شفافسازی و تسهیل حضور بخش خصوصی دو کشور. ایجاد پلتفرمهای شفاف و کارآمد برای جذب سرمایهگذاری خارجی و داخلی، به ویژه در بخش خصوصی، موتور محرکه اجرای پروژههای توافق خواهد بود. این بانک، به عنوان یک واسطه مطمئن، ریسک سرمایهگذاری را کاهش داده و فرصتهای جدیدی را معرفی خواهد کرد.
۶. فراتر از اقتصاد؛ معماری نظم نوین
رهبر انقلاب این توافق را ابزار شتابدهی به یک نظم چندقطبی میدانند. پیامدهای آن میتواند:
- الگوی استقلال جنوب ـ جنوب را تثبیت کند و دیگر کشورها را به مقاومت در برابر فشارهای یکجانبه ترغیب نماید. این همکاری، نمونهای موفق از همکاری بین کشورهای در حال توسعه است که میتواند الهامبخش سایر کشورها برای رهایی از سلطه قدرتهای سنتی و ایجاد شبکههای همبستگی جدید باشد.
- تجربه عزت و امنیت ملی ایران را به یک برند سیاست خارجی تبدیل کند. موفقیت در اجرای این توافق، تصویری قدرتمند از ایران به عنوان یک بازیگر مسئول و اثرگذار در عرصه بینالمللی ترسیم خواهد کرد.
- وزن ژئوپلیتیک ایران را در مدیریت بحرانها و طرحهای کلان بالا ببرد. با افزایش قدرت اقتصادی و دیپلماتیک، ایران نقش فعالتری در حل و فصل منازعات منطقهای و بینالمللی ایفا خواهد کرد.
این بُعد تمدنی، نقش ایران را از یک «مشارکتکننده اقتصادی» به یک «طراح سناریوی قدرت» ارتقا میدهد. این بدان معناست که ایران صرفاً شریک در پروژهها نخواهد بود، بلکه توانایی تأثیرگذاری بر جهتگیریهای کلی نظم جهانی و ایجاد بسترهای جدید برای همکاریهای بینالمللی را پیدا خواهد کرد.
جمعبندی؛ از فرمان تا میراث
بیانات رهبر انقلاب، نقشه راهی است که اگر بهدرستی اجرا شود، ایران را از حاشیهنشینی در رقابت قدرتها به مرکز تصمیمسازی نظم نوین خواهد رساند. این مسیر، نیازمند عزم ملی، اراده سیاسی قاطع و اجرای دقیق و سریع برنامهها است.
عملیاتیکردن توافق ایران و چین، تضمینکننده امنیت، عزت و استقلال است و کفه ترازوی قدرت منطقهای و جهانی را روشن و محکم به سود ملت ایران جابهجا میکند. این توافق، تنها یک سند همکاری اقتصادی نیست، بلکه بستری برای تحقق رؤیای ایران بزرگ در قرن جدید است.
این مسیر، با اقدام سریع، هماهنگی حاکمیتی و آیندهنگری تمدنی، به میراثی برای نسلهای بعد بدل خواهد شد؛ میراثی که در آن عزت ملی نه یک شعار، بلکه یک واقعیت ملموس و پایدار است. این میراث، نمادی از توانایی ملت ایران در تغییر سرنوشت خود و ایفای نقشی برجسته در صحنه جهانی خواهد بود.
بیانیه مالکیت و انحصار: اثرِ «مجموعه رسانهای الفت ملت»
این اثر، ۱۰۰٪ تولیدی، تحلیلشده و اختصاصی «مجموعه رسانهای الفت ملت» است. کلیه حقوق مادی و معنوی آن، از جمله حق تکثیر، بازنشر و بهرهبرداری رسانهای، متعلق به این مجموعه میباشد.
«هرگونه استفاده، نقل یا بازنشر جز با اجازه مکتوب مجموعه رسانهای الفت ملت مجاز نیست.»
عیسی نیسی
روزنامه نگار/ تحلیلگر رسانه ای و مدیرمسئول مجموعه رسانه ای الفت ملت
- نویسنده : عیسی نیسی
























